در مثال قبلی دیدیم مواردی وجود دارد که تعدد عرضه کنندگان می تواند موجب شکل گیری تقاضای ناکافی برای هر عرضه کننده گردیده و لذا موجب بروز مشکلاتی برای هر یک و حتی ورشکستگی عرضه کنندگان شود. در عین حال اینکه تنها یک واحد انحصاری عرضه کننده یک کالای بدون جانشین یا با درجه جانشینی ضعیف با سایر کالاها شود نیز تبعات (از جمله استفاده از قدرت انحصار برای دریافت بخش بیشتری از مازاد مصرف کننده و در نتیجه توزیع نادرست) خاصی دارد. لذا برای آن دسته از فعالیتهائی که از چنین ویژگی برخوردار می باشند گسترش رقابت مورد تاکید قرار نگرفت بلکه اعمال مقررات (که در مورد کیفیت و ویژگیهای آن در ادامه بحث خواهد شد) مورد تاکید قرار گرفت. طبیعی است سئوال خواهد شد این بخشها از چه ویژگیهائی برخوردارند؟ زیرا شرط اول شناسائی این بخشها و سپس توصیه برای اعمال مقررات و ... خواهد بود. اولین ویژگی این بخشها وضعیت تقاضا در مقابل مقیاس بهینه بنگاه می باشد. اگر مقیاس بهینه بنگاه تقریبی از کل ظرفیت بازار باشد ورود دو یا چند بنگاه به بازار برای عرضه این کالا موجب بروز ناکارائی خواهد شد. زیرا با تقسیم ظرفیت بازار بین بنگاهها هر کدام در مقیاسی کمتر از مقیاس بهینه عمل خواهند کرد و لذا هزینه های آنها بیش از مقدار بهینه خواهد بود. البته در تکمیل این موضوع باید به وضعیت بازدهی به مقیاس نیز توجه داشت. زیرا در صورت بازدهی به مقیاس فزاینده (یعنی در صورتی که افزایش ظرفیت تولید موجب کاهش هزینه تولید هر واحد شود) این موضوع نگران کننده خواهد بود. پیوند این دو نوعا به بخشهائی منجر می شود که هزینه های اولیه برای عرضه آنها سهم عمده ای از هزینه های تولید را به خود اختصاص می دهد. ویژگی دیگری که در این بخشها می تواند وجود داشته باشد وجود برخی شرایط طبیعی است. به طور مثال اگر در کشوری تنها یک معدن طلا وجود داشته باشد اصولا شرایط مناسب برای تشکیل تعدادی معدن و رقابت آنها وجود ندارد. گاهی اوقات حقوق قانونی موجب بروز انحصار می شود. مثلا با یک اختراع جدید تا مدت معینی مخترع دارای حق انحصاری خواهد بود (بسته به مقررات هر کشور). البته در اینجا نمی خواهیم به نظام بازار و الزام حضور دولت بپردازیم. لذا برخی مباحث مرتبط مانند تبعات مثبت و منفی برخی فعالیتها را به مباحث بعدی موکول می کنیم.
اما در این میان شبکه های برق مشابهت زیادی با نکاتی که در بالا مورد اشاره قرار گرفت دارند. هزینه احداث این شبکه ها بسیار بالا و در مقابل هزینه های بهره برداری آنها بسیار کمتر است لذا میزان بهره برداری از ظرفیت نصب شده بر هزینه سرانه هر واحد بسیار تاثیر گذار است و هزینه متوسط با استفاده بالاتر روندی کاهش دارد که حکایت از بازدهی فزاینده به مقیاس است. نکته دوم احداث چندین خط موازی برای انتقال یک ظرفیت معین است. این موضوع نیز همانند مثال پل می تواند موجب ورشکستگی احداث کنند گان خطوط موازی شود. درست مانند اینکه برای ارتباط تهران-قم ۱۰ اتوبان موازی احداث شود. در چنین شرایطی حتی الامکان انتقال (و حتی شبکه های توزیع) برق زمینه ای انحصاری ایجاد خواهد کرد. این موضوع البته منافاتی با واگذاری خطوط به بخش خصوصی نخواهد داشت بلکه لازم است این برای تکمیل این کار مقرراتی مناسبی برای جلوگیری از تبعات فعالیت انحصاری تنظیم شود.
ادامه مطلب بماند برای فرصتی دیگر. احتمالا چند روزی مسافرت باشم.
