چند روز پیش در جلسه هیئت عالی واگذاری شرکت کرده بودم. یکی از موارد مطرح شده در این جلسه تعیین قیمت پایه سهام شرکت فولاد آذربایجان بود. در همین ارتباط نماینده این شرکت مدعی شد بهتر است هیئت در واگذاری این شرکت تجدید نظر نماید. جدا از حواشی بحث یکی از نگرانی های ایشان لزوم توسعه این شرکت و تکمیل زنجیره تولید بود. کاری که به زعم ایشان توسط بخش خصوصی انجام نخواهد شد. بنابراین معما را از این حیث استفاده کردم که گاهی اوقات ممکن است توسعه یک تشکیلات یا ظرفیت تولید از نگاه برخی ضروری باشد ولی بیم آن برود که این اتفاق نیفتد. لذا در این حالت چه باید کرد. این معما ریشه ای عمیق تر دارد و آن هم اینکه اگر عرصه تولید در اختیار بخش خصوصی قرار گرفت آیا انگیزه های بازار برای عرضه کافی محصولات توسط بخش خصوصی کافی است؟ طبیعی است برای پاسخ به این سئوال باید دید هدف بخش خصوصی از تولید چیست و کدام کالاها انگیزه های لازم را به سرمایه گذار می دهند. بدیهی است اولین و مهمترین هدف سرمایه گذار کسب سود است و لذا اگر ظرفیت سازی برای یک کالا بازگشت سرمایه مناسبی را به همراه داشته باشد٬ نباید نگران توسعه آن بود. مشکل در جائی ظاهر می شود که منافع پنهانی به عنوان عایدات یک طرح وجود داشته ولی این منافع در مبادلات بازار انعکاس نمی یابند. در این حالت بدون ایجاد محرکهای کافی٬ نمی توان امیدوار بود بخش خصوصی راسا به چنین حوزه ای وارد شود. بنابراین در هر حال راه حل اصلی را نمی توان در بالا زدن آستینهای یک شرکت دولتی جستجو کرد. این نسخه تنها به یک سیکل باطل و تکراری منجر می گردد. احتمالا دوستان می دانند صنعت برق نیز با چنین مشکلی مواجه است. در حال حاضر بسیاری از نیروگاههای حرارتی کشور از نوع گازی قابل تبدیل به چرخه ترکیبی می باشند. این نیروگاهها در مرحله بعد باید به سیکل ترکیبی تبدیل شده و علت اصلی این کار نیز راندمان بالاتر سیکل نسبت به گازی ساده است. حال اگر منافع ناشی از راندمان بالاتر در مبادلات بازار رویت نشود٬ بخش خصوصی انگیزه ای برای این توسعه نخواهد داشت. یک راه حل اولیه این کار ایجاد امکان نقش آفرینی برای بهای سوخت و راندمان در مبادلات بازار است و راه دوم ایجاد یک مکانیزم انگیزشی دستوری و خارج از مناسبات بازار برای تحریک بخش خصوصی است. در حال حاضر مکانیزم دوم توسط وزارت نیرو مورد تاکید قرار گرفته لیکن در گام بعد باید به مکانیزم بازار متوسل شد. در هر حال معمای فولاد در بخش برق به معمای گازی و سیکل تبدیل می شود اما راه حل هر دو یکی است. باید مراقب دولت بود تا به این بهانه٬ که به نحو دلنشین و دلسوزانه ای هم مطرح می شود٬ آستین هایش را بالا نزند.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 13:45  توسط کیومرث حیدری
|