- نکته اول به ذهنیت ایشان در مورد بورس برمی گردد. اینکه شرکتهای کارگزاری قرار بوده سهام شرکت مورد بحث را ارزان بخرند باید مبتنی بر این پیش فرض باشد که بورس ایران ظرفیتهای عجیبی برای تبانی٬ قیمتگذاری ناصحیح و معاملات غیر شفاف دارد.
-نکته دوم به پشتوانه مالی مورد اشاره ایشان برمی گردد. چنین به نظر می رسد که چون دولت پول دارد می تواند از عرضه سهام خودداری کند. احتمالا ایشان هنوز پیام خصوصی سازی و سیاستهای ابلاغی اصل ۴۴ را دریافت نکرده است. زیرا در هیچ جای این سیاستها ذکر نشده به واسطه بی پولی و کم پولی دولت باید نسبت به واگذاری سهام اقدام کرد که در صورت حل این مشکل نسبت به واگذاری سهام بی نیاز شویم.
-نکته سوم به حساب ذخیره ارزی برمی گردد. احتمالا ماهیت و کارکرد این حساب هم از نگاه ایشان با آنچه به طور رسمی برای آن در نظر گرفته شده مغایرت دارد. حساب ذخیره ارزی حسابی نیست که بتوان به آن تکیه کرد و هزینه هائی که قرار است از محل درآمدهای ناشی از فروش سهام تامین شود ٬ از طریق این حساب جبران گردد.
- نکته چهارم به تاثیر صحبت دولت مردان بر بازار بورس مرتبط است. اصولا همه می دانند که بازارهائی نظیر بورس اوراق بهادار٬ حداقل در کوتاه مدت٬ به شدت متاثر از یک شایعه یا حتی اخبار ناصحیح می باشند. از این منظر بدون شک صحبتهای رسمی یک مقام اقتصادی تاثیر ویژه ای بر باور عوامل بورس دارد. چه کسانی که صاحب سهم هستند و چه کسانی که در مرحله تصمیم گیری برای ورود به بورس می باشند. صحبتهای ایشان اگر تاثیر منفی بر باور این عوامل نداشته باشد٬ به طور قطع و یقین تاثیر مثبت ندارد.
امیدوارم مدیران ارشد اقتصادی کشور٬ درک بهتری نسبت به انعکاس صحبتهای خود داشته و در گزینش٬ نحوه بیان و زمان بیان برخی نکته نظرات دقت بیشتری به خرج دهند. البته بدیهی است ایمان افراد به برخی موضوعات٬ گاهی اوقات نقش مهم تری نسبت به حوصله و تامل آنها در بیان اظهارات داشته و به ناچار سر دل را آشکار می کند چونان صورت عاشقی که از دیدن یار قرمز می شود بی هیچ کلامی. این حرف دل است. حق نگهدار.