تبليغاتX
اقتصاد صنعت برق

اقتصاد صنعت برق

ایجاد بستر مناسب برای توسعه کاربرد مباحث اقتصادی در صنعت برق

من معمولا عمرم را پشت یک میز و در اتاقی می گذرانم که تنها وقتی متوجه می شوم چشم انداز زیبائی دارد که یک نفر برای اولین بار به اینجا می آید. به همین خاطر خیلی اوقات فراموش می کنم اگر مثل حسن کچل پایم را بیرون از این اتاق بگذارم با چه مصیبت هائی روبرو می شوم. البته برای حسنی فقط مصیبت نبود. نه؟ سال قبل بعد از مدتها سر و کارم با یک اداره افتاد و قرار بود سه خط نامه تایپ کنند بدهند دستم. به بهانه ناهار و نماز یک ساعت پشت در کاشته شدم. بعد گفتند این خانمی که مسئول تایپ بود کلاس داشت رفت. از یکی دیگر خواهش کردند گفت نمی شه. کار من نیست. بالاخره کار به جائی رسید که من یادم آمد از ابزار ۱۰ سال پیش استفاده کنم که هر وقت حوصله تحمل هر حرفی را نداشتم یقه طرف رو می گرفتم و خلاصه بعد یک کشتی درست حسابی و خوردن چند تا کشیده٬ گر چه کمی درد کشیدم اما هم ازم عذرخواهی کردند و هم دلشان می سوخت و کارم را انجام می دادند. با صدای بلند گفتم ظاهرا تو این اداره فقط ساختمونا که پا ندارن سرجاشون موندن.... بگذریم هر جور شد از اون اداره به سلامت سه خط تایپ شده گرفتیم تا به ازای هر کلمه ش پنجاه هزارتومان سر ماه به حساب کارشناس یا تایپیست مربوطه واریز کنن.

اخیرا هم بعد از یکی دو سال مجبور شدم به یک اداره دیگر مراجعه کنم. هنوز ظاهرا نفهیدم ابزارهای مدرن برای بکارگیری صحیح درست نشده اند و از ایمیل و فاکس و تلفن و این جور چیزها هم تنها می شود چنان استفاده های بسیار بجائی کرد تا در دنیا خوشناممان کنند. بار اول رفتم گفتند برق اداره ای که پایگاه الکترونیکی را نگهداری می کند قطع شده. برو فردا بیا. دلم به حال خودم سوخت که چه تلاشی کردم به این خانم محترم یادآوری کنم می تونم ایمیلم را بدهم بلکه جواب نامه ام را ایمیل کنند یا شماره فاکس و ... به هر حال خانم محترم هم دقیقا فهمیده بود من از این جور چیزا هیچی نمی فهمم. بنابراین کمک زیادی کرد تا متوجه شوم. مجبور شدم روز بعد مجددا مراجعه کنم. هر بار مراجعه البته حداقل ۴۵ دقیقه رفت و همین مقدار برگشت زمان لازم داشت. روز دوم وقتی وارد سالن شدم انگار وارد سینما شده ام. سالن بزرگ با چراغ های خاموش. این بار برق همین اداره قطع بود. هر طور شد یک نفر را پیدا کردم و خوشبختانه در کمال ناباوری دیدم نامه من هم قبل از قطع برق چاپ شده است. وقتی آن را گرفتم بیشتر از زمانی خوشحال شدم که در امتحانات کلاس اول دبستان کارنامه ام را دادند و گفتند شاگرد اول شدی.

قبلا که به هزینه خاموشی فکر می کردم برایم قدری عجیب بود. با خودم فکر کردم چقدر هزینه متحمل شده ام؟ دیدم دست کم ۶ ساعت از بهترین ساعات روز را از دست داده ام. یک آژانس در دو نوبت رفت و برگشت در دو روز استفاده کرده ام. هر مسیر حداقل ۳۰۰۰ تومان. گرمای تابستان را طی نزدیک به ۶ ساعت تحمل کرده ام. مجبور شده ام دست کم نیم ساعت با یک آدم محترم در مورد ابزارهای نوین ارتباطی بحث کنم و بالاخره مجبورم کرده اعتراف کنم هیچ چیزی نمی فهمم و بابت اشتباهم عذرخواهی کنم. بنابراین ۴۰۰۰ بار مویرگها و درشت رگهای قبلم فشرده شده و سکته قلبی ام لااقل ۵ سال جلو افتاده. بعد که برگشتم اداره داشتم یک گزارش را تایپ می کردم و مثل همیشه کم دقت در ذخیره به موقع فایل. ناگهان جریان برق قطع شد و مجبور شدم از اول دوباره تایپ کنم. غروب که آمدم منزل دیدم دخترم می گوید چرا ساعت یک ظهر که من تماشاخانه می خواستم ببینم برق را قطع کردید. باید لوح فشرده فیلمی که تلویزیون داد را برایم بخری. خانمم زنگ زده بود گفته بودند حدود ۳۰۰۰ تومان هزینه دارد. تو گرمای سر ظهر خانوادام هم هوای گرم را تحمل کرده بودند و رفاهشان به همین میزان کاهش یافته بود. عصرش رفتیم بیرون. سه بستنی خریدیم. وقتی پوشش نایلونی بستنی را باز کردم دیدم قیافه بستنی شبیه حالت کشیده بارباپاپا شده. یعنی یه بار برق رفته بود و بستنی کاملا آب شده بود و مجددا یخ زده بود. علاوه بر پول بستنی که داده بوده مجبور شدم برای اینکه توی جوب ریخته نشود آن را با ولع تمام میل کنم. کافیه؟ راستی هزینه هر کیلووات ساعت خاموشی چقدر است؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:57  توسط  کیومرث حیدری  | 

معمولا وقتی از دست نامرئی بازار برای حصول تعادل و یا شکل گیری چرخه امور صحبت می شود٬ قدری عجیب و غیر ممکن به نظر می رسد. مثلا ممکن است در مورد تامین برق گفته شود یک نفر تصمیم می گیرد یک صنعت انرژی بر احداث کند. همان طور که ایشان به فکر تامین نیروی انسانی٬ زمین٬ منابع مالی٬ نهاده ها و مواد خام و ... است٬ از انرژی مورد نیاز (مثلا برق) نیز به عنوان یک نهاده واجب غفلت نخواهد کرد. بنابراین تلاش می کند فردی را بیابد که به طور حرفه ای می توان به او اعتماد کرد و طی یک توافق رسمی تامین برق مورد نیاز در تاریخ مورد نظر را به ایشان سپرد. فرد دوم نیز احتمالا برای راه اندازی واحد تولید برق خود همین ساز و کار را دنبال خواهد کرد. این فرایند طبیعی و بدیهی شکل گیری فعالیتهای مختلف است (البته بدون ورود به موضوع اولویت یا تقدم عرضه یا تقاضا. زیرا این مکانیزم را می توان از هر دو سمت عرضه و تقاضا به عنوان نقطه شروع به شکل یکسانی دنبال کرد). با این وجود مثل بسیاری از مسائل دیگر وقتی یک رویه غلط نهادینه می شود٬ اصولا فراموش می کنیم این رویه غلط است و تنها نهادینه شدن آن دارد ما را به اشتباه می اندازد. عوامل بازار٬ لااقل با مفروضاتی که در ذهن دارند٬ معمولا تصمیمات سنجیده و درستی اتخاذ می کنند. به همین علت تمایل به پرداخت خود (که تابعی از هزینه های فرصت یا عدم النفع ایشان است) را بسته به شرایط ابراز می کنند. در شرایط جاری که خاموشی های تحمیلی موجب از دست رفتن فرصت های تولید و کسب درآمد برای صاحبان صنایع است٬ بیم تشدید این مشکل در سالهای آتی آنان را به تحرک بیشتری وادار کرده است. در حقیقت صاحبان صنایع دیگر هزینه برق را معادل قیمت تکلیفی و مصوب ۱۶۰ یا ۲۰۰ ریال نمی دانند. از نگاه ایشان قیمت برق مجموع هزینه پرداختی به شرکت دولتی تامین کننده برق و آثار و خسارت ناشی از خاموشی های تحمیلی است. در چنین شرایطی می توان امیدوار بود ارزش هر کیلووات ساعت برق بین عوامل اقتصادی فوق٬ به تدریج به سمت ارزش واقعی خود میل می کند. این فرایند می تواند موجب حرکت صنعت برق کشور به سمت اتکای به نظام بازار در تنظیم توافقات و مبادلات شود. به نظر می رسد اگر مسیر پیش آمده توسط دولت مردان و سیاستگزارن تخریب نشود٬ در آینده ای نه چندان دور شاهد شکوفائی حضور جدی بخش خصوصی در صنعت برق باشیم. در صورت تداوم این وضعیت اولین عرضه های سهام نیروگاهها در بورس می تواند بسیار موفق بوده و خریداران مناسبی داشته باشد. مشروط بر آنکه موضوع درگیر مسائل حاشیه ای نشود. اگر از زاویه دیگری نگاه کنیم٬ تمام آثار خاموشی ها را از نگاه منفی نخواهیم دید. گاهی اوقات یک اتفاق ناخوشایند زمینه اصلی اتفاقات خوشایند آتی خواهد بود. همان طور که خاموشی های برق ممکن است زمینه حضور کم رنگ دولت در عرصه تصدی و تضمین تداوم برق مطمئن توسط فعالیت خصوصی را فراهم نماید. 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:16  توسط  کیومرث حیدری  | 

مثال معروفی در اقتصاد وجود دارد که می گوید ناهار مجانی وجود ندارد. خاموشی های اخیر بهانه ای است تا گریز کوچکی به این مفهوم داشته باشم. قیمت برق در ایران به شیوه عجیبی با کشورهائی که قیمت برق در آنها بر اساس یک ساز و کار اقتصادی تنظیم می شود٬ متفاوت است. در واقع متوسط قیمت پرداختی مشترکین (با احتساب نرخ ارز ۱۴۰۰ تومان برای هر یورو) حدود یک سنت یورو است. با توجه به تاثیر همه مولفه های پرداختی مشترکین صنعتی مانند حق انشعاب٬ این قیمت به کمتر از یک و نیم یورو افزایش می یابد. این در حالی است که قیمت آزاد برق در قانون بودجه سال جاری معادل پنج و نیم سنت اعلام شده است. این قیمت کمتر از نصف قیمت برق برخی کشورهای اروپائی است. به این نکته نیز باید توجه داشت که بخش اعظم ظرفیت های تولیدی در ایران مبتنی بر سوخت های فسیلی است. بنابراین افزایش قیمت سوخت های فسیلی به طور مستقیم هزینه تولید برق را نیز افزایش می دهد. در ابتدای برنامه چهارم توسعه و با هدف حمایت از تولید و جلوگیری از افزایش تورم٬ هدفگذاری نسخه اول برنامه برای آزاد سازی قیمت حامل های انرژی تغییر یافته و سیاست تثبیت قیمت حامل های انرژی جایگزین آن شد. به این ترتیب تولید کنندگان صنایع انرژی بر و حتی خانوارها با تصویب این قانون منافع کوتاه مدتی را بدست آوردند. زیرا علاوه بر تثبیت قیمت اسمی٬ با افزایش سطح عمومی قیمت ها٬ هزینه واقعی پرداختی آنان کاهش یافت. یعنی این گونه به نظر می رسد که عده ای ناهار مجانی میل کردند. اما برگردیم به شرایط سال ۱۳۸۷. تقریبا کمتر کسی است که از برنامه خاموشی های اخیر بی اطلاع باشد. کمبود عرضه موجب شده خاموشی های برنامه ریزی شده به اجرا گذاشته شود. این موضوع اخیرا به محدود کردن ساعات کار اصناف نیز کشیده شده است. به این ترتیب برخی خانوارها می بایست گرمای تابستان را تحمل کنند و یا زیر نور یک شمع٬ شام خود را میل کنند. آزادی عمل صنایع برای تنظیم برنامه تولید و میزان تولید محصول شان کاهش یافته و به اجبار باید از بخشی از تولید چشم پوشی کنند. اصناف نیز علاوه بر خاموشی های متعارف٬ در استرس از دست دادن تعطیلی اجباری بهترین ساعات ارتباط با مشتریان خودشان (ساعات اولیه شب) به سر می برند. مطلوبیت یا سود از دست رفته این گروهها چقدر است؟ پاسخ به این سئوال پیچیده است. در عین حال پاسخ آن به ازای هر مشترک و حتی در هر لحظه می تواند متفاوت باشد. اما این نکته بدیهی است که تحمیل هر یک کیلووات ساعت خاموشی٬ حدود یک دلار برای اقتصاد ملی هزینه آور است. خسارت وارد شده به صاحبان صنایع انرژی بر حتما بیش از این بوده و خسارت ناشی از خاموشی های برنامه ریزی نشده نیز بدتر از این است. به این ترتیب٬ در ارزیابی ناهار مجانی میل شده در سالهای گذشته ناشی از تثبیت قیمت٬ می بایست خسارت ناشی از تحمیل خاموشی در سال جاری و احتمالا پیامدهای آن را نیز ملحوظ کرد. به نظرم نمی رسد بتوان نتیجه گرفت که کسی ناهار مجانی میل کرده است. شاید این تجربه مفیدی در سیاستگزاری باشد که اگر تولید یک کالا مانند برق برای استفاده در صنعتی دیگر (صنایع انرژی بر) یا مصرف نهائی (خانوارها) ضروری است٬ بهای پرداختی از طرف مصرف کنندگان به عرضه کنندگان این کالا باید به میزانی باشد که سرمایه گذاری در آن صنعت (با معیارهای متعارف کشور) دارای توجیه اقتصادی باشد. در عین حال می توان قدرت بازار در مقهور نمودن هر سیاست مخالف اصول خود را مجددا به نظاره نشست. 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:17  توسط  کیومرث حیدری  |